تبليغاتX
گام بردار به سوی نویسندگی

گام بردار به سوی نویسندگی

نویسندگی را یواش یواش بیاموز

حالا می گوییم :نویسندگی جرئت می خواهد!

يكي‌ از راه‌هاي‌ بروز خلاقيت‌ در انسان‌، به‌ نمايش‌ گذاشتن‌ افكار و انديشه‌هاست‌. انسان‌ با نوشتن‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ كلمات‌ بر روي‌ كاغذ نقش‌ بگيرند و چشمان‌ آدمي‌ را بار ديگر وادار به‌ تحريك‌ كنند و به‌ دنبال‌ آن‌ مغز به‌ حركت‌ درآيد و چرخه‌يي‌ از نگاه‌، سكوت‌، تفكر و نوشتن‌ شكل‌ بگيرد. اگر انسان‌ بخواهد به‌ افكاري‌ نو برسد، بايد بنويسد و بايد لحظاتي‌ از عمر خويش‌ يا روز خود را به‌ نوشتن‌ اختصاص‌ دهد. او با نوشتن‌ قادر است‌ فكر كند و با ظهور افكار جديد، چرخي‌ را به‌ حركت‌ درمي‌آورد كه‌ انتهاي‌ مسير آن‌، رسيدن‌ به‌ مكاني‌ جديد است‌ كه‌ با مكان‌ قبلي‌ فرق‌ دارد. انسان‌ با نوشتن‌ تلاش‌ مي‌كند با خود صحبت‌ كند . زماني‌ كه‌ آدمي‌ صادقانه‌ با خود شروع‌ به‌ صحبت‌ كرده‌ و ارتباطي‌ با درون‌ خود برقرار مي‌كند، سبب‌ بيداري‌ درون‌ آدمي‌ مي‌شود. تكامل‌ بشر از طريق‌ كشف‌ خط‌ و ثبت‌ تجربيات‌ صورت‌ پذيرفته‌ است‌. زماني‌ كه‌ انسان‌ با نوشتن‌، به‌ افكار خويش‌ وسعت‌ مي‌دهد، اين‌ اقدام‌ زمينه‌ساز جست‌وجوگري‌ در انسان‌ مي‌شود. هنگامي‌ كه‌ آدمي‌ مي‌نويسد در چرخه‌ نوشتن‌، نگاه‌ ،سكوت‌ ،تفكر و نوشتن‌، يك‌ چيز ديگر را بايد اضافه‌ كرد و آن‌ صبر است‌ و آنگاه‌ هنگامي‌ كه‌ صبر اضافه‌ مي‌شود، به‌ طبع‌ به‌ دنبال‌ آن‌ ،جست‌وجوگري‌ را نيز بايد اضافه‌ كرد كه‌ اين‌ خود سبب‌ خواهد شد كه‌ اين چرخه‌، محصولات‌ زيبايي‌ را پديد آورد و در همين‌ جاست‌ كه‌ نوشتن‌ مي‌تواند زمينه‌ساز پديد آمدن‌ افكار نو در انسان‌ شود.
اديسون‌ بيان‌ مي‌كند تمام‌ پيشرفت‌هاي‌ عالمگير خود از جمله‌ اختراع‌ برق‌ مديون‌ تفكر منظم‌ و يادداشت‌ برداري‌ دقيق‌ اوست‌.

منبع : مقاله " نويسندگي ‌ و خلاقيت‌ ‌" -نويسنده : حميد ميرزاآقايي
---------------------------------------------------------------------
نوشتن یعنی جسارت.در این میان اما کسانی این جرات را دارند که متفاوت تر بنویسند. صادق هدایت جز این دسته آدم ها بود . او با همه عصاقورت داده ها در جنگ بود. وقتی از هدایت شغلش را می پرسیدند ، کمتر می گفت : نویسنده. نویسندگی جز دربدری برای او نداشت.
نوشتن یعنی در افتادن با خود و جهان.یعنی خطر کردن. همین است که این حیطه را پر خطر می کند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 20:1  توسط اوریل  | 

چند شخصیت تا بحال به شخصیت های جهان افزوده اید؟!

مقاله امروز:شخصیت پردازی و هدف ها ان:

 

فکر کنم تا بحال،همه ی ما راجب کتاب هایی چون آن شرلی،جین ایر یا بینوایان شنیده ام.کنت مونت کریستو و دیوید کاپر فیلد نیز از این دسته کتاب ها هستند.به عنوان و اسم کتاب ها دقت کنید،چه چیزی توجه شما را جلب می کند؟!

نام کتاب.نام کتاب،به نام شخصیت ان است. کتاب های معروفی چون این کتاب ها،در راستای تعریف کردن زندگی چنین شخصیت هایی نوشته شده اند،و در این راه به شهرت هم رسیده اند.پس نتیجه می گیریم که شخصیت پردازی قوی،توانسته است خواننده را به حد لازم جذب این کتاب ها کند.این خود گواهی است بر التزام شخصیت پردازی.

 

شخصیت پردازی،مطمئنا مثل فضا سازی و توصیف حالت و چهره و اینها نیست.قانون و قواعد ندارد.هر چه که در این امر مسلم است،به خود نویسنده بستگی دارد.با این حال،گرچه قانونی وجود ندارد،اما ممکن است شخصیت های شما شخصیت هایی نباشند که به درد خود داستان،یا جذب خواننده ای بخورند.شخصیت ها،مهم ترین مورد در یک داستان هستند،چرا که بنیان داستان بر انها استوار است.

 

نکاتی که در شخصیت پردازی باید رعایت شود،نکات زیادی نیست.نویسندگی به طور کلی شغلی بی حد و مرز است،با این حال،نکاتی که می تواند در شخصیت پردازی بهتر شما را یاری کند را بازگو می کنم.

 

یک:شخصیت کامل

منظور من از شخصیت کامل،الزاما این نیست که شخصیت شما یک فرشته کامل باشد!

به داستان توجه کنید...اگر داستان شما می خواهد زندگی این شخصیت را نشان دهد،کار شما مشکل تر است.باید ویژگی هایی که به شخصیت خودتان می دید،پر رنگ و جالب جلوه دهید.اگر دقت کرده باشید،شخصیت بیشتر داستان هایی که می خوانیم،افراد خاصی هستند که داشتن بعضی از ویژگی هایش،ما را جلب داستان می کند.

دو:جلوه دادن ویژگی خاص

فرض می گیریم که شما توانستید ویژگی های دلخواه را مشخص کنید.اما بازم تاثیر کافی بر خواننده نداشت.این احتمالا بر می گردد به این که نتوانستید خوب جلوه دهید.خوب جلوه دادن،به طور کامل در این نوع توضیح دادن ها خلاصه نمی شود:

سارا دارای شجاعت خاصی بود.کسی نبود که جرب کند به او در هیچ کجا زور بگوید.گویی قدرتی داشت که طرف مقابل را شرمنده،و ساکت می کرد.

توجه بکنید که این توصیف ها،اثر کمی دارند.ویژگی شخصیت تان را در نظر بگیرید.بعد کل داستانتان را.چه اتفاقی می تواند به طور علنی،به خواننده ویژگی رفتاری را نشان دهد؟؟!می توانید با یک اتفاق ساده،باعث شوید شخصیت شما رفتار مورد نظرش را بروز دهد و خواننده به خوبی ان را حس کند.این نوع،اثر بیشتری دارد.

مثال:

سارا در اخر حرف هایش،هنگامی که صورتش از عصبانیت به سرخی میزد سکوت کرد.همه اطرافیان مریم،از تعجب خشکشان زده بود.سارا برگشت،اما بلافاصله،دوستان مریم که از خود او به خاطر حرف های تند سارا بیشتر عصبانی بودند،به سویش هجوم اوردند.همه انتظار داشتند مریم به خاطر ان حرف ها بدجوری با سارا حرف بزند،اما مریم فقط نفس عمیقی کشید و برگشت تا برود.دوستانش،خیره،و سارا با نگرانی به او خیره شده بود...

 

این دو نکته،نکات مهمی هستند.هنگامی که در استفاده کردن از این نکات با توجه به کتابتان و داستانتان چیره شدید،می توانیم به نکات فرعی تری بپردازیم.یکی از این نکات فرعی،چون نسبت به بقیه مهم تر و رایج تر است،بیانش می کنم:

ویژگی های جسمی:

اگر دقت کرده باشید،در بیشتر کتاب ها،شخصیت های اصلی علاوه بر رفتار،چهره مناسب،یا به نحوی متناسب با شخصیاتشان دارند.این امر،به طور عادی خیلی رایج است.گرچه نویسندگان قوی ای هم هستند که بدون داشتن ویژگی جسمی خاصی ،خواننده را جلب ویژگی جسمی شخصیت خود می کنند.این مورد را ،بیشتر با مثال توضیح می دهم:

مثال اول:

 

مرد خود را جلو کشید.نگاه تیز و خیره اش را بر مواد فروش دوخت.زمزمه کنان پرسید:

-کجایند؟!

مرد پیر و بی حال سری تکان داد.نگران شده بود،در وجود این کاراگاه جوان با ان نگاه شفاف مشکی و چهره سفید هوشیاری موج می زد.مواد فروش انقدر با این پلیس ها سر و کله زده بود که باهوش ها و دردسر سازانشان را بشناسد.قدمی عقب رفت و دوباره گفت:

ان ها را نمی شناسم.

و برگشت و تا جایی که پاهای لختش به او اجازه می داد،با سرعت حرکت کرد و از پیچ کوچه ناپدید شد.کاراگاه،نگاه عمیق اش را بر انتهای کوچه دوخت.سپس برگشت،و مثل همیشه با قدم های محکم دور شد.

مثال دوم:

 

پسر جوانی بود.هفده ساله،با موهای قهوه ای،چشمان درشت قهوه ای و لبان کوچک.در مجموع،گرچه اجزای صورتش جلب توجه می کرد،اما هیکلش زیادی دراز،و پیشانی اش زیادی کوچک بود.با این حال،در چشمانش اراده موج می زد.اراده ای که مرد مغازه دار را تحت تاثیر قرار داد تا به او کار بدهد.

 

مثال سوم:

 

هنگامی که جو برای اولین بار چهره زن را دید،بی اختیار نزدیک بود بگوید چه قدر زشت است.دماغ مقابی،چشمان ریز ابی،موهای قهوه ای تیره،با ابروهایی به باریکی نخ.لبان کلفت و کبودش باز شد:

-پس این است...

و با چشمان ابی اش او را از نظر گذراند.جو احساس می کرد زن با نگاهش او را اب می کند.

 

با این حال،اگر راجب داستانتان توضیح بیشتری بدهید،می توانم در شخصیت پردازی بیشتر کمکتان کنم.پس اگر خواستید،راجب داستان توضیحی بدهید و اگر سوالی داشتند بپرسید.

با تشکر

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:13  توسط اوریل  | 

پاسخ به سوالات:

خب،این هم یک اپلود جدید.

سوال

:ببینم، امکان این که داستان ترسناک کوتاه، مفهوم داشته باشه هست؟ مثلا چه مفهومی؟

پاسخ:

خب،این هم یکی دیگه از همان مواردی است به خلاقیت و نظرات نویسنده برمی گردد.با این حال،اطلاعات لازمه را اینجا می گویم:

اصولا داستان های کوتاه ترسناک،برای هیجان کاذب،مرز تخیلات و موارد خاص خودشان نوشته میشن!اما مثل هر نوع داستان دیگه،می توانند مفهوم هم داشته باشند.

بیشتر داستان کوتاه های ترسناکی که مفهوم هم دارند،از اینجا نشات می گیرند که تمام اتفاقات ترسناکی که برای شخصیت اتفاق می افتد،نتیجه کارهایی است که خودش انجام داده است!برای مثال کتاب چهارم ار ال استاین،تالار وحشت،دروغگو دروغگو،تمام وحشت ناشی از این کتاب نتیجه همین دروغ های خود شخصیت اصلی بود.بیشتر مفهوم ها از اینجا در این داستان ها منشا میگیرند.

مثال دیگری هم میشه زد:کتاب مری شلی،فرانکشتاین.در رده کتاب های ترسناک نبود،اما میشد از این نوع هم بهش نگاه کرد.تمام اتفاقات ترسناک هم،نتیجه زیاده خواهی شخصیت،در همین کتاب بود که باعث مرگ افراد خانواده اش شد.

بنابراین،مفهوم موجود در یک داستان کوتاه ترسناک،بیشتر در خورد این است که ،اعمال پلید انسان ها،با واقعه ترسناک داستان کوتاه نشان داده شود و انسان ها را به نحو خیال با نتیجه های این اعمال اشنا کند.

با تشکر،

  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:2  توسط اوریل  | 

خب،این اپلود جدید هم اختصاص می گیرد به سوالات دوستان:

 

سوال:

راستی میشه در مورد داستان کوتاه ترسناک مطلب بذاری؟ اصلا داستان کوتاه ترسناک وجود داره؟ اگه هست توش باید چه چیزایی رعایت شه؟ امتیازاش چیه و اینا.

 

و حال پاسخ:

 

داستان های کوتاه مثل هر نوشته دیگه ای موضوعات مختلفی دارند.بنابراین،طبیعتا داستان کوتاه ترسناک هم وجود دارد.

اما ،داستان کوتاه ترسناک کاملا یک سبک جدا نیست،چیز خاصی هم ندارد،اما میشود مواردی را به ان اختصاص داد تا داستان کوتاه ترسناک شما دارای تمام ویژگی های لازم باشد:

موضوع ترسناک:

موضوع ترسناک لازم نیست حتما ورود یک شبح به محل زندگی،یا دیدن یک جن باشد که از دیوار خانه بالا می رود...مسائل عادی زیادی در زندگی ما هستند که هر کدام شمی از ترس را با خود به افکار ما جاری می کنند.مثلا،شما مطمئنید که شب قبل از خواب،لیوان اب تان را کنار تخت خواب خودتان گذاشته اید.صبح که بلند می شوید،همان لیوان کنار میز است و ان شب هم کسی درون اتاق نبوده است،همین واقعه کوچک،جرقه ای است برای نوشتن این داستان کوتاه مورد نظر شما.یعنی یک ایده مناسب.

پرورش موضوع:

همین لیوان اب را در نظر بگیرید...چند دقیقه ای بهش فکر کنید.از خودتان سوالاتی بپرسید:چه احتمالاتی وجود دارد؟از بین این احتمالات برای جا به جایی لیوان کدام ترسناک تر و اسراز امیز تر است؟

هنگامی که این سوال را از خودتان پرسیدید،جواب را انتخاب کنید.مثلا شما فکر میکنید این امکانات-به صورت تخیلی –وجود دارد:

-در خواب راه رفته باشید.

-کسی یا چیزی-توجه داشته باشید ان شب در خانه تنها بوده اید-لیوان را جا به جا کرده است.

-ان شب اصلا لیوان را کنار تخت گذاشته اید.

امکان سوم که حذف میشه.می ماند احتمال اول و دوم که هم اسرار امیزه و هم ترسناک.بعد که یکی را انتخاب کردید،باید بهش شاخ و برگ بدید،صحنه را عوض کنید،نکات ترسناک به داستان ببخشید.

چگونگی نوشتار،در راستای ترسناک بودن داستان:

این بسیار بسیار مهم است و برمی گردد به بحث خودمان در مورد نویسندگی.هر موضوعی،سبک نوشتار خودش را دارد و این خیلی مهم است.

ابتدا،باید بگم که طرز نوشتار یک داستان کوتاه ترسناک،باید بدون مقدمه چینی بی مورد و بدون صحنه های اضافی است.باید یک مقدمه کوتاه و خوب،برای جذب یک نویسنده باشد،عین یک قلاب.

مثال:

ان شب قرار بود در خانه تنها بمانم.

این موضوع،برایم کابوسی دیوانه وار بود...از بچگی هنگامی که درون اتاقم تنها بودم،کابوس هایی می دیدم از کسانی که ارام ارام وارد اتاقم میشوند،به سویم می ایند،و در لحظه اخر برق دندان هایشان را در نور مهتاب می دیدم.

نکته:

داستان های کوتاه ترسناک،اگر به نظر واقعی بیایند بیشتر طرفدار پیدا می کنند.بنابراین مقدمه شما باید خیلی به تخیل نزدیک باشد،و اتفاق ترسناک درون ان به واقعیت نزدیک تر باشد.اینطوری،ترس های ریشه دار و غیر واقعی شخصیت به وقوع نمی پیوندد،اما در عوض ان اتفاقی می افتد که به واقعیت نزدیک تر،اما ترسناک تر هم هست.

نکته دوم:

این موضوع به شما اجازه بازی با کلمات را می دهند.به مثال دقت کنید:

-اما صبح،هنگامی که از خواب بلند شدم،فهمیدم که دعای دیشبم اصلا فایده ای نداشته است.درون اتاقم،نه ان مرد های سایه دراز مهاجم بودند،نه دندان های تیزشان و نه صدای هیس هیس ارامشان...اما نکته دیگری بود...

و این ها اصولش است.نکات دیگری هم وجود دارد:

مسئله قابل اهمیت:

شما نباید اوج ترس را در ابتدای داستان بگذارید.تکان خوردن لیوان،می توانه مقدمه اش باشه.نکته ای که اینجا حائز اهمیته اینه که،شما می توانید از شخصیت های دیگه هم استفاده کنید،تا زمان به اوج رسیدن داستان،خواننده احساساتی گوناگون داشته باشد:

مثال:

-هنگامی که موضوع را برای مینا تعریف می کردم،در دل ارزو داشتم حرف هایم را باور کند.اما نه،اینطور نشد.مینا با نگاهی پر از خنده و لبانی به هم فشرده،از کنارم بلند شد و به سوی یاسمن در ان سوی حیاط رفت.می توانستم از پشت نگاه حسرت امیزم تکان های ناشی از خنده شان را ببینم.

این یک مورد.بیشتر به خلاقیت و طولانی بودن داستان بستگی دارد.اما اگر بازم سوالی هست،در همین باره،بگید تا به طور تخصصی تر بازش کنم.بنابراین،هر چی که برایتان سوال است،مثل اینکه چرا تحت تاثیر قرار نمی گیرند و اینها را با من درمیون بگذارید.

با تشکر،

  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:50  توسط اوریل  | 

شروع مناسب=کفش هایی راحت برای قدم برداشتن در راه نویسندگی

شروع داستان:

خب،فکر کنم همگی دغدغه شروع رمان یا داستان کوتاه خود را تجربه کرده باشیم،و اینکه چه قدر یک شروع برای ما حائز اهمیت است.هنگامی که شروعی مناسب داشته باشیم و خود از ان راضی باشیم،به ادامه داستان ترغیب داریم،اما هنگامی که شروعمان نظری جلب نمی کند،داستان را با افسردگی کنار می گذاریم.

شروع رمان و یا داستان کوتاه،نکته بسیار مهمی  است.شروع داستان،قرار است ان جذب کننده اول باشد.هر خواننده ای که حرفه ای است،ابتدا در کتاب فروشی رمان را چند ورق می زند،اگر ان صفحات سرنوشت ساز جذبش کردند انگاه کتاب را می خرد.

پس بهتر است به این صفحات بپردازیم و نکاتی را با هم یاد بگیریم و دوره کنیم:

ابتدا،چگونگی شروع :

شروع ها انواع مختلفی دارد.بعضی نویسندگان بسیار خلاقند،و در این مورد می توانند خیلی خوب خواننده را به شگفتی باز بدارند.اما در اصول اموزش این موضوع،فعلا به انواع معمولی ان می پردازیم .بعد،در مراحل بعدی و پیشرفته تر،توانایی این را خواهیم داشت که نوع های دیگر را هم با هم مقایسه کنیم.

انواع شروع:

ما چندین نوع شروع مناسب داریم.این شروع ها،با توجه به شخص راوی از نظر مناسب بودن و از نظر سوژه تغییر می کنند.

راوی،اول شخص مفرد:

در این نوع روایت،چند شروع مناسب داریم:

یک:وقوع یک صحنه،و به دنبال تشریح زندگی شخصیت.

مثال:

توپ به سویم پرتاب می شود.ان را به راحتی در هوا قاپ می زنم.نگاهم دورتادور روی افراد خوشحال حریف می چرخد،و از ان سو افراد نگران و ناامید خودمان را می بینم.تنها امید فعلا من هستم،باید ...

دو ثانیه بعد،توپ کوچک هندبال درون دروازه جای می گیرد و هیاهوی بازیکنان ما اوج می گیرد...

من امیر هستم،امیر قهرمان!امیر هندبالیست و بسکتبالیست.از بچگی ارزویم موفق بودن در این دورشته است،و حالا دارم به ان می رسم.

می بینید؟ابتدا با یک توصیف دررابطه با توضیح زندگی شخصیت شروع شده است،و بعد تشریح زندگی.فرزانه جان،این هم نوعی از ربط دادن پاراگراف ها به هم هست.توصیف صحنه ای که مربوط به خود زندگی شخصیت است.

دو:وقوع یک صحنه هیجان انگیز و مربوط یه شخصیت،در یک فصل.فصل دوم،زندگی شخصیت.

این یکی از ان شروع هایی است که بستگی به داستان خود شما دارد.اگر زندگی شخصیتتان به هر نحوی اندکی خاص است،می توانید یکی از بهترین  و جالب ترین قسمت های ان را در فصل اولتان بگذارید.با هیجان و نبوغ خاص.در فصل دوم،به زندگی شخص بپردازید.

مثال:

شخصیتی دارید که یک تروریست،یا یک دزد است.جنجالی ترین ماموریتش را توضیح دهید با تمام خطرات و جزئیات.سپس،فصل دوم را با زندگی او شروع کنید:

-من میراندا هستم،اسمی ارام،چهره ای زیبا و زندگی ای ارام.این چیزی است که اطرافیان از من می دانند.اما من خیلی با چیزی که ان ها تصور می کنند فرق می کنم.

این دو نوع،بهترین انواع شروع برای یک داستان اول شخص هستند.نوعی دیگر هم هست که پیش پا افتاده تر،ساده تر و بستگی به سن مخاطب گیرنده تر هستند.مثلا کتاب های سنی نه تا دوازده این نوع بهتر است:

سوم:مسائل عادی زندگی،راوی اول شخص،کتاب های کودکان نه تا دوازده.

در این نوع،از همان اول اگر به زندگی شخصیت شما پرداخته شود بهتر است:

کودک بودن سخت است؟!مگرنه؟

این سوالیه که خواهر بزرگم ازم می پرسد.خودش به مدرسه می رود،اما من باید تک و تنها در این خانه لعنتی بمانم!

و این هم سه نوع روایت ،برای اول شخص مفرد.روایت برای سوم شخص مفرد،اندکی پیچیده تر و جالب تر است که اگر در این مقاله به ان بپردازیم،بسیار طولانی خواهد شد.در مقاله بعدی به ان می رسیم.

و اما،سه نوعی که گفته شد،ساده  ترین ها هستند.استثنا های جالب،در کارهای نوینسدگان معروف و غیر معروف به چشم می خورد که ان ها را پس از پایان مقالات ابتدایی شروع می کنیم.اماده جواب دادن به سوالات شما هستم.

با تشکر،

 اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 10:58  توسط اوریل  | 

جزئیات و ربط توصیفات(پاسخ به سوالات دوستان)نکاتی مهم برای قدم هایی دیگر

پاسخ به سوالات دوستان:

خب ،بعد از گذاشتن مطلب فضا سازی،با دو سوال از سوی دو نفر از دوستان خوب مواجه شدیم.من پاسخ ها را هم به در همین وبلاگ به نمایش می گذارم اما بعدا توضیحات جدا و بیشتری هم می دم.

پاسخ سوال نسیم:

سوال: اگه میشه درباره کاربرد جزئیات و طرز بکار گیریشونم بنویس.چون هروقت یه سوژه خوب میاد تو ذهنم جزئیاتش داغونش میکنه و اینا...

من جواب این سوال را به نسیم عزیز میدم.جزئیات،شاید مهم به نظر نیاد،اما اصل اینه که اهمیت خیلی زیادی داره.و این بستگی به نوع نوشته داره.من چون سوال کلی بود جواب های کلی هم می دم اما بعد میشه کاملترش کرد.

جزئیات،چند قسمت دارد:

یک،جزئیات سوژه

دو،جزئیات شخصیت ها

سه،جزئیات مکان و زمان وحال:

تمام جزئیات را میشه در این سه  قسمت خلاصه کرد.

جزئیات سوژه: برای مثال،شما قصد دارید یک داستان فانتزی را در نمایش بگذارید،اما کنارش می خواهید یک سری روابط دوستانه هم توصیف کنید.یا مشکلات خانوادگی هم در داستان بگذارید.

مثال:داستان حماسه دارن شان،که دارن درگیر نجات دادن اشباح بود،اما متوجه شد که داریوس،برادرزاده اش هم احتیاج به کمک دارد.

این نوعی از جزئیاته.جزئیات،باید به جا و به اندازه باشه و بیشتر در راستای هدف سوژه.مثلا اگر جزئیات اینکه شخصیت اصلی یک پیرمرد را با قیافه اشنا می بینه،بعد ها همان پیرمرد برایش دردسر درست کند.یا اگر جزئیات اینه که یک شخصیت دزد داستان د ریک فروشگاه با دوستانش خرید می کند و احساس خوشی می کند،بعد ها از همان فروشگاه دزدی کند.این جزئیات جزئیات مهمی هستند.

جزئیات شخصیت:

لباس شخصیت،حالت چهره،رفتارهای عادی و ...همگی جزئیات خیلی مهمی هستند.جزئیات هایی که می تواند اگر کامل و متناسب با شخصیت داستان باشه،خواننده را تحت تاثیر قرار بده.مثلا شما شخصیتی دارید قوی و با نفوذ و باهوش که حالا بر حسب داستان یا دزده یا پلیس یا منفی یا مثبت.این جزئیات داستان را بهتر می کنند:

زن سر بالا کرد.لباسی راحت پوشیده بود که اندام باریک و کشیده،اما قوی اش را پوشانده بود.موهای بلند و قهوه ای اش با هر قدم ای که بر میداشت به اطراف تاب می خورد.قدم هایش محکم،و نگاهش ثابت بود.هر کلمه ای که سخن می گفت طوری بود که انگار چاره ای جز سرخم کردن مخاطب وجود نداشت،و انروز هم همین طور با رابرت بیچاره سخن گفت.

اما حالا اگر قرار باشد شخصیتی مثبت و مهربان و دلجو را جزئیات ببخشیم،می گوییم:

-دختر ارام و مهربانی بود.گویی وجودش را با مهر و محبت ساخته بودند.چشمان تیله ای سیاه و لبخند کجی داشت که همواره احساس ارامش را در اطرافیان به وجود می اورد.هر کلمه اش سیری از محبت،و خنده هایش از ته دل بود.

این جزئیات است که خواننده را جلب می کند.

نکته:

مهم ترین جزئیات ،جزئیات شخصیت هستند.

جزئیات مکان و حال و زمان:

یک مکان،شاید همان چیزی باشد که برای اخرین تکه ساخت شخصیتتان لازم دارید.بیشتر شامل چنین مواردی هست،مثال:

درون ان باغ بزرگَ،تنها چیزی که می توانست اندکی دلگرمم کند،همان درخت بلوط کهنه،گوشه باغ بود.هر وقت زیر سایه اش می نشستم،احساس خوشی بهم دست می داد که دست کمی از امنیت نداشت.باد که در لابه لای شاخه های درختان می پیچید،گویی بلوط را وارد می کرد از راز های زندگی طولانی اش برایم سخت بگوید.

بیشترین جزئیات این گونه هست،البته در مورد مکان نکته دیگری هم داریم:

با احساسی امیخته به احترام،به بنای قدیمی نزدیک شدم.حتی دیدن ان پنجره های بزرگ و زیبا و سنگ های شکوهمند مرمر،باعث میشد قلبم تندتر از پیش بکوبد.

توصیفات زمان و حال هم،بیشتر توصیف جزئیات دوستی،عشق و ...این هاست که در بیشتر داستان ها باعث میشه شخصیت اصلی دست به کاری بزند:

مثال:

کنارم نشسته بود و مثل همیشه با ان نگاه عمیق و پاک جلو را نگاه می کرد...به این فکر کردم که تابحال برای دوستی من و خودش چقدر مایه گذاشته بود و گذشت کرده بود.حالا وقتش بود که من از دردسر نجاتش دهم.شاید می توانستم،و شاید هم نه اما باید حتی اگر لازم بود،زندگی ام را نیز گرو بگذارم.

خب نسیم عزیز،جزئیات را گفتم و امیدوارم که برایت و برای همه تاثیر گذار باشد.

سوال فرزانه عزیز:

اگه میشه یه چندتا روش دیگه برا ارتباط دادن توصیفا هم بده. راستی چه کنیم حوصله مان بیاید تا متن نوشته مان را بتوانیم به زور بازخوانی کنیم؟

ارتباط توصیف ها به هم فرزانه عزیز،بیشتر کاری است که باید با خواندن کتاب ها ان را یاد بگیریم.با این حال،چند روشی هست که بازگو می کنم:

ابتدا ،پاراگراف مورد نظر را بنویس،هر طور که می توانی و هرچی،احتیاجی نیست که حتما داستانت باشد.

مثلا:

او جلوی در ایستاده بود،شنل سیاهی داشت.تکانی خورد و شنل سیاهش در اسمان سیاه شب به حرکت د رامد.نگاهش کردم.به سختی اب دهانم را قورت دادم و لبانم را جویدم.

بعد،خوب به پاراگراف نگاه کنید و تا می توانید جملاتتان را به هم ربط دهید:

بازسازی:

او جلوی در ایتساده بود.در حینی که نگاهش می کردم،شنل اش که همرنگ اسمان شب بود،با وزش باد تکانی خورد و در اسمان شب به حرکت در امد،به نظر می امد که با این تغییر جزئی ترسم از او بدتر شده است،چون مدام اب دهانم را قورت می دادم و لبانم را می جویدم.

با این کار،یواش یواش ربط دادن جملات کاری عادی میشه و ان را به نحو احسنت انجام میدی.

و اما بازخوانی:

در هر باز خوانی،اشکالات زیادی از نوشته ات دستت میاید و ان ها را رفع می کنی.پس از دید یک خواننده قضاوت می کنی و به خوب شدن داستانت کمک می کنی.تنها کاری که لازمه بکنی اینه که یک بار یک داستانت را بازخوانی کن و اشکالاتش را رفع کن.بعد با نمونه اصلی مقایسه کن.انقدر تفاوت می بینی که ناخوداگاه متوجه میشی چه قدر این کار مفیده،و بازسازی باعث میشه اشکالات را خوب متوجه شوی و وقتی به عنوان یک خواننده بخوانی بهتر می فهمی که باید چه کار کنی تا خواننده لذت بیشتری ببره.

بعد از مدتی،اشکالاتت رفع و در حین نوشتن ناخوداگاه متوجه شان میشی.همه به این بستگی داره که تا مدتی داستان هایت را با دقت بازخوانی کنی.

امیدوارم کمک کرده باشم،سوالات دوستان مهم بود و خواندش کمک زیادی به داستان های شما می کنه.

با تشکر،

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 18:2  توسط اوریل  | 

فضا سازی مطلوب،قدمی به سوی جلو

فضا سازی:

بحث جدید،در مورد فضا سازی است.در داستان های اکثریت نوکاران،یکی از مشکللاتی که بیش از همه کیفیت کار را پایین می اورد نبود نحوه درست فضا سازی است.

فضا سازی،در یک جمله،معنای ذکر مکان انتقال گفت و گو ها،وقوع حوادث و پیشبرد سوژه است.

هر اتفاقی که در داستان شما رخ می دهد،چه ساده باشد مانند دعوای یک خواهر با یک برادر،و چه هیجان انگیز و پیچیده باشد،مانند توصیف یک صحنه قتل ماهرانه،به نوبه خود احتیاج به فضا سازی دارد.

فضا سازی،در هر داستانی می تواند به نوعی بیان شود.چند مثال می زنم:

-شخصیت شما در حال ورود به یک ساختمان و محیط جدید است.طوری که اولین بار است ان محیط را میبیند و طبیعتا اولین بار است که شما هم چنین محیطی را می خوانید.باید توجه کرد در این موارد،باید توصیف را در همان لحظه به کاربرد.

مثال:

امیر ارام وارد اتاق عموی بزرگش شد.محیطی بود،بزرگ که تمام دیوارهایش با کاغذ دیواری سیاه پوشانده شده بودند.کف اتاق از موکتی به همان رنگ،و روی میزی که در انتهای ان قرار داشت کاغذ هایی با وزش باد از پنجره کناراش،به هم ریخته بودند.

نکته:

در توصیفات،جمله ها باید به هم ربط داشته باشند.مثل مثال بالا.اما اگر نداشته باشند،متن ما ابتدایی و کودکانه جلوه می کند.همین مثال بالا را به صورت نادرست می نویسم تا متوجه بشید:

-امیر ارام وارد اتاق عموی بزرگش شد.محیط بزرگی بود.تمام دیوار هایش با کاغذ ذیواری سیاه پوشیده شده بود.کف اتاق موکت مشکی داشت.پنجره ای کنار میزعمو بود.وقتی باز میشد کاغذ ها به هم می ریختند.انروز هم همین طور بود.

فرق این مثال با مثال بالایی مشخص است.نویسنده باید بازی با کلمات را یاد بگیرد،و با تمام توان جمله هایش را با هم ربط دهد.مثل من به جای استفاده دوباره از کلمه رنگ مشکی،گفتم همان رنگ.و یا پنجره را در راستای به هم ریختن ورقه ها توصیف کردم.این نوع بهترین نوعه فضا سازیست.

و اما نوع دوم فضا سازی،هنگامی استفاده می شود که ما از وسط کاری شروع کرده باشیم.مثال:

-مینا،مریم را صدا زدی؟

مینا بی توجه به سوال مادرش، در اتاق نشسته بود و به پنجره خیره شده بود.

حالا ،دست کم به دو فضا سازی نیاز داریم،که شخصیت در ابتدای ورود به اتاق هم نبوده است.پس توصیف ما در فضا سازی،باید به پیشبرد سوژه داستان کمک کند.

مثال:

-مینا،مریم را صدا زدی؟

مینا بی توجه به سوال مادرش، در اتاق نشسته بود و به پنجره خیره شده بود.مادرش سوالش را تکرار کرد،اما مینا بی توجه به او باز هم به پنجره خیره شد،و هنگامی که مادرش غرغر کنان اتاقش را ترک گفت،نگاهش را به سوی در اتاق برگرداند و کل اتاق از پیش چشمش گذشت،فرش کهنه ابی و قرمزش،کامپیوتر در ان سوی اتاق،تخت فنری اش کنار پنجره،جوراب ها و لباس هایش کف اتاق...اصلا حوصله هیچ کاری نداشت.

در مثال بالا،هم ذکر شده که مینا بی حوصله و خسته بوده،و هم اتاقش فضا سازی شده.

به یاد داشته باشیم که فضا سازی،نکته بسیار مهمی است.چرا که اگر خواننده نتواند به کاملی همه چیز را درک کند،از هیجان کتاب شما کاسته می شود.برای مثال:

-بیایید بریم.

در خیبان بودند.مریم گفت:

-نه نریم!

مینا به او تشر زد:

-ترسو!

این نمونه یک نوشته کاملا ناقصه.حالا با فضا سازی اش را مشاهده کنید:

-بیایید بریم.

مریم در حالی که کاپشنش را به دور خودش می پیچد این را گفت.در خیابانی بودند خلوت و دراز،که خانه های دوطرف ان فرسوده و قدیمی بودند.

مینا به او تشر زد:

-نه نریم.

و دست هایش را به هم مالید.کاپشنش را مانند خواهرش به دور خودش پیچیده بود.در امتداد خیابان فرسوده ،به راه افتاد.

نکته:

فضا سازی همیشه نباید مستفیم باشد.می تواند در حین انجام کاری دیگر صورت گیرد:

-در حالی که به اتاقش می رفت،راهرو را خوب نگاه کرد.کف ان از سنگ های مرمر بود،و تمام دیوارهایش اینه های طلاکاری شده داشت.

این فضا سازی در حین انجام کاری دیگر است که به فضا سازی غیر مستقیم مشهوراست.

پس بدانیم که فضا سازی یک از جز های مهم داستان است.که اگر نباشد،انگار نیمی از داستان شما کنده شده باشد.

مقاله بعدی:

شخصیت پردازی.

منتظر نظرات خوبتان هستم.امیدوارم از مقاله بالا لذت برده باشید.اگر سوالی هست،میتوانید در قسمت نظرات ان را بپرسید تا با مثال جواب دهم.

با تشکر،

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:38  توسط اوریل  | 

نویسنده گی به طور کلی در یک گام

سلام بر همگی :

و بالاخره،کامل ترین وبلاگ بنده برای نویسندگی زده شد.تمام مطالب قبلی در وبلاگ های قبلی به این وبلاگ زده میشند.کار این وبلاگ هم خیلی زود اغاز میشه.

برای شروع مقاله محبوب خویش را قرار می دهم،تا گواهی باشد بر مطالب این وبلاگ:

لذت ببرید:

اصول نویسندگی

نویسندگی شغلی نه چندان معمول و منحصر به فرد است.نویسندگی یعنی ان که ماجرایی را که در ذهن داری به نثر بکشی ;طوری که خواننده ماجرا را مثل انکه از تلویزیون میبیند حس کند و ببیند و بشنود.

موضوعات نویسنده ها بستگی به خودشان دارد;تخیلی زندگی نامه واقعی پیوند واقعی و تخیلی و...

ماجرا از هر نوعی باشد (تخیلی یا واقعی) باید به طرزی درست بیان شود.

در ابتدا این سه نوع طرز بیان را نام می بریم.

1.اول شخص مفرد.در هر کتابی اگر یک نفر محور اصلی وقایع باشد میتوان از او  به عنوان راوی  اول شخص استفاده کرد.

2.سوم شخص مفرد.طرز بیان بیشتر کتاب ها.معمولا از این طرز استفاده میشود; خصوصا مواردی که چند نفر محور اصلی داستان هستند .این طور طرز بیان دو نوع است:

 (1.نویسنده خود راوی میشود و داستان را توصیف میکند.

2.نویسنده شخصیت اصلی را راوی میکند و در مواقع لازم ماجرا را از زبان او البته به همان حال سوم شخص بیان میکند.)

(و طرز سوم بیان )

. 3اتفاقات داستان در نامه های توسط شخصیت اصلی یا شاهد داستان به شخصی دیگر توصیف میشود. مانند کتاب چهار ان شرلی.کتاب بابا لنگ دراز.البته گاهی برای توصیف آغاز یا پایان داستان این حالت تغییر میکند.

هر کدام از این طرز بیان ها با هم فرق دارند و ما میتوانیم اول طرز بیان شماره یک را مورد بررسی قرار بدیم .

طرز بیان یک اول شخص مفرد

این طرز بیان اکثرا نثر ساده تری دارد تا سوم شخص.معمولا وقتی که نویسنده میخواهد از ابتدا ی شروع ماجرا داستان را آغاز کند از این طرز بیان استفاده میکند و حقیقت را برای خواننده مانند شخصیت اصلی در هاله ای از ابهام میگذارد تا پس از تکرار شدن اتفاقات عجیب یواش یواش حقیقت آشکار شود.معمولا دو زمان عادی  (بیشتر) حال و گذشته استمراری به کار میرود.

مانند: با تعجب گفتم:این غیر ممکن است!

یا :با تعجب می گویم :این غیر ممکن است.

 در اینطور طرز بیان اگر توصیفات محل هایی را که به شخصیت راوی مربوط هستند  تنها به خود راوی واگذار شود کتاب خسته کننده و بی مزه میشود.برای جلو گیری از این پیشامد میتوان  بعضی توصیفات را به دیگر شخصیت ها و به طور پراکنده در کتاب قرار داد.مثال:پسری میخواهد برای زندگی به خانه ی یکی از دایی هایش برود.دایی داستان میتواند در راه خانه را توصیف کند.سپس  پس از رسیدن به خانه دایی پسر احساسات خود را در مورد خانه میگوید .مزایای این روش ان است که  هم  خواننده خانه را بهتر تصور میکند .زیرا هم توصیفش را خوانده و هم  احساسات فرد راوی و کتاب هم خسته کننده نمیشود.همه میدانند که توصیفات زیاد در کتاب ها انسان را خسته و بی حوصله میکند.

طرز بیان اول شخص در یک پیش امد کوتاه کتاب مانند بقیه طرز بیان ها به چند مورد اساسی نیاز دارد که هر چه بهتر رعایت شوند کتاب خوب تر و نویسنده پخته تر است.موارد به ترتیب:

1.وقوع اتفاق به دو صورت.یا چیزی غیر معمول به نظر شخصیت میاید یا کسی از شخصیت ها خبر واقعه غیر معمول یا اصلا خبر خود اتفاق را میدهد.این مورد ممکن است در حالت های مختلف برای شخصیت اصلی پیش بیاید.یا در اوج خوشی یا زمانی معمولی یا در اوج ترس و بد بختی.(بستگی به خلاقیت و طرز تفکر نویسنده و البته نوع موضوع دارد.

2.گفت و گو درباره ان با دیگر شخصیت ها یا توصیف احساسات ان شخصیت درگیر شده برای هضم بهتر اتفاق برای خوانده و ایجاد هیجان .

3.توصیف مراحل بعدی به همره یک سری گفت گو.برای مثال اگر ان اتفاق یک مشکل عجیب باشد شخصیت ها برای حل کردنش کاری را انجام میدهند.بستگی به این دارد که چه اتفاقی رخ دهد.در هر حال این مرحله در واقع عکس العمل اولیه یا ثانویه شخصیت ها باشد.

4.اتفاق را نتیجه دادن و بستن.حال اگر یک رمان باشد(من مراحل یک اتفاق کوچک را میگفتم)میتواند پس از خاتمه دادن به این موضوع یا قبل از ان خواننده را وارد اتفاق دیگری که از اتفاق قبلی سرچشمه گرفته شده میکند و او را از موضوع قبلی ارام ارام دور میکند.یا انکه موضوع را بر حسب نوع داسان و موضوعش با یک خاتمه تمام میکند و بعدا سر موضوعی دیگر شخصیت داستان میگوید:ان اتفاق را یادته؟....در این مورد یعنی نویسنده برای هضم کردن موضوع برای خواننده ان اتفاق را به نثر کشیده است.مثال:فکرم را از ان مسئله عجیب غریب(در اینجا موضوع بدون حل شدن خاتمه یافته)دور کنم و روی مسائل فعلی متمرکز کنم.

اینها گوشه از نویسندگی چه رمان و چه داستان کوتاه بود.با رعایت این موضوع کار شما بهتر از قبل خواهد بود.

با تشکر،

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 11:20  توسط اوریل  |